|
سرمایه ی عشاق جهان عشق حسین است امید دل پیر و جوان عشق حسین است ما را چه از دار و ندار همه عالم در سینه ی ما گنج نهان عشق حسین است تنها نه بصحرای دل ماست چنین گنج هر سو زکران تا به کران عشق حسین است شب بر رخ تابنده ی ماه و دم هر صبح بر چهره ی خورشید عیان حسین است از عشق حسین بن علی ما و جدایی! جاری شده در هر رگمان عشق حسین است ما را نبود نام و نشانی مگر از عشق ما را به جهان نام و نشانی عشق حسین است
تو می رسی و غمی پنهان همیشه پشت سرت جاری همیشه طرح قدم هایت شبیه روز عزاداری تو می نشینی و بین ما نشسته پیکر مغمومی غریب وخسته و خاک آلود؛ به فکر چاره ناچاری شبیه جنگل انبوهی که گر گرفته از اندوهِ - هجوم لشکر چنگیزی... گواهت این غم تاتاری بیا و گریه نکن در خود که شانه های زمین خیسند مرا تحمل باران نیست؛ تو را شهامت خودداری همین که چشم خدا باز است به روی هرچه که پیش آید ببین چه مرهم شیرینیست برای سختی و دشواری!! کمی پرنده اگر باشی در آسمان دلم هستی رفیق ماهی و مهتابی؛عزیز سرو وسپیداری... چقدر منتظرت بودم !ببینمت کمی آسوده... دوباره آمده ای اما؛ همان همیشه عزاداری!
گل مــی کنـــد به باغ نگـاهت جـوانیم وقــتی بروی دامـــن خـــود می نشانیم داغ جنون قـــطره ی اشــکم به چشم تو هر چند از دو چـشم خودت می چکانیم مـن عابـــر شــکســته دل خـلوت تو ام تا بیـکران چشــم خـــودت مــی کشانیم یک مشـت بغض یخ زده تفسیر می کند انـــــدوه و درد غربــت بــی همــزبانیم وقــتی پـرید رنگ تو از پشت قصه ها تصــویر شد نهـــایت رنـــگــین کـمانیم تو، آن گلی که می شــکفی در خیال من پُر می شود زعطر خوشــت زنــدگانیم در کـهــکشان چـشم تو گم می شود دلم سرگـشتـــه در نــــهایــتی از بی نشانیم زیــبـــاترین ردیف غـــزلهای من توئی ای یـــــار ســــرو قـــامت ابـرو کمانیم حـــالا بیـــا و غــربت ما را مرور کن ای یــــادگــــــار وســعت سبـز جوانیم
چـه بگــویم غـصه نـانم امـان بـبریـده است و تـو تـکـرار کـنان آه از عـشق هـم آخـر سخـنی بـایـد گـفت چـه بگــویـم از عـشـق؟ مـن کـه صـد در بـه ادب بـگــشودم و دو صـد پـند پـدروار مـرا بـه سوی بـیکـاری سوقـم داد بـه سوی بـیمـاری چـه بگـویـم بـا عـشق؟ یـک شـماره تـلفن که حروفــش هـمه در دفـتر من سایــیده است و نـشان و نـام صـاحـب آن زیر صـدها خـط درخـواست زهـم پـاشـیده است.
گفتمش دل میبری پرسید چند؟ *** برنگرد،
و اين منم زني تنها
دوش چه خورده اي مگر ؟ بوي شب و شراب نيست
شب تيره و ره دراز و من حيران
اين لحظه كه هستم *** اي که از کلک هنر نقش دلانگيز خدايي
بعد از ان ديوانگي ها اي دريغ
|
About![]()
وقتی تنهاییم ، دنبال یک دوست می گردیم. وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیم. وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم و باز تنهاییم...
Home
|